دکتر حسابي - تاریخ: 1392/1/25 ساعت: 20:31
دکتر حسابی یه جمله ی حسابی از دکتر حسابی: حاصلضرب " توان " در " ادعا " مقداری ثابت است ! هر چه " توان " انسان کمتر باشد ، " ادعا " ی او بیشتر است... و هر چه " توان " انسان بیشتر باشد" ادعا " یش کمتر میگردد.
بمان براي من - تاریخ: 1392/1/25 ساعت: 20:30
کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود و انسان با نخستین درد ۰ من با نخستین نگاه تو آغاز شد م !
سرنوشت - تاریخ: 1392/1/25 ساعت: 20:22
تا کجای قصه باید ز دلتنگی نوشت ؟ تا به کی بازیچه بودن توی دست سرنوشت ؟ تا به کی با ضربه های درد باید رام شد ؟ یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد ؟ بهر دیدار محبت تا به کی این انتظار ؟ خسته از زندگی با غصه های بی شمار ... ؟؟؟
دليل بودنم - تاریخ: 1392/1/25 ساعت: 20:16
گلم : همیشه با تو بوده ام با تو نفس کشیده ام ، با چشمان تو دیده ام مرا از تو گریزی نیست چنان که روح را از جسم و زمین را از آسمان و چنان با آن زیسته ام که باور کرده ام دلیل بودن من تو هستی تنها تو
حق الناس - تاریخ: 1392/1/25 ساعت: 19:43
حق الناس همیشه پول نیست,,گاهی دل است,,دلی که باید میدادی و ندادی...!!!!
قحطي - تاریخ: 1391/12/11 ساعت: 23:49
مترسک را دار زدند به جرم دوستی با پرنده، که مبادا تاراج مزرعه را به بوسه ای فروخته باشد .... راست میگفت : سهراب" اینجا قحطی عاطفه است"
يادسهراب - تاریخ: 1391/12/11 ساعت: 23:35
یاد سهراب بخیر!ان که درلحظه خاموشی گفت:تومرایادکنی یانکنی،باورت گربشود گرنشود،حرفی نیست،مانفسم میگیرددرهوایی که نفسهای تو نیست.
گفتگو با خدا - تاریخ: 1391/12/8 ساعت: 1:49
گفتم خدایاازهمه دلگیرم.گفت حتی من؟گفتم نگران روزیم:گفت آن بامن!گفتم خیلی تنهایم:گفت تنهاترازمن؟گفتم درون قلبم خالیست:گفت پرش کن ازعشق من!گفتم دست نیازدارم:گفت بگیردست من؟گفتم ازتوخیلی دورم:گفت من ازتو نه؟گفتم آخرچگونه آرام گیرم؟گفت بایادمن!گفتم بااین همه مشکل چه کنم؟گفت توکل به من!گفتم هیج کسی کنارم...
دعا - تاریخ: 1391/12/8 ساعت: 1:43
به خدا گفتم: اگر سرنوشت مرا نوشته ای چرا دعا کنم ؟خدا گفت: شاید نوشته باشم هرچه دعا کند ...
براي بهترينم - تاریخ: 1391/12/8 ساعت: 1:21
قول بده من و تو فقط مال هم باشیم//قول بده من و تو همراه هم باشیم//اگه دنیا خراب بشه رو سرمون//قول بده من و تو دنیای هم باشیم...
برکت من - تاریخ: 1391/12/8 ساعت: 1:29
در زندگی هر کسی آدم هايي هم هستند که بودنشان برکت است. بعد مي بيني اين برکت مرتبط با زمان نيست؛در هر حال يک روز بمانند يا يک عمر به قدر طاقت روحت، نور و رنگ به زندگيت مي بخشند و خلاص...بي خردي مي خواهد قدر اين آدم ها را ندانستن،